ღثمره عشقمونღღثمره عشقمونღ، تا این لحظه 3 سال و 10 ماه و 28 روز سن دارد
❤کلبــه ے عشقمون❤❤کلبــه ے عشقمون❤، تا این لحظه 3 سال و 9 ماه و 1 روز سن دارد
ღپیمان عشقمونღღپیمان عشقمونღ، تا این لحظه 6 سال و 9 ماه و 28 روز سن دارد

❤تموم زندگیــه من❤

پارسا جون!

نه اینکه فکر کنید پسرگلم خودشیفته است ها!نه!ولی خب برای خودش احترام قائله!میپرسید چرا؟! دیروز صبح که ازخواب بیدار هی با خودش میخوند:پارساجون!پارساجون..!صداش کردم آقاپارسا بیا صبحونه بخور. گفت مَــــــــــن آگا پارسا جووووووووونم!نه آگا پارسا! ای جاااااااانم اون لحظه میخواستم بخورمت! خب هر چییییییییی باشه تو یه دونه ای منی پارسا جووووووووون خودم ...
18 خرداد 1396

وروجک 2 ساله خونه ما

این روز ها رسیدگی به کارهای 2 ساله شیرینم که دائما در حال کسب تجربه(آن هم از نوع خطرناکش)میباشد تمام وقتم را پر کرده..گرچه شیرین زبانی هایش خسته گی هایم را تمام میکند.خزانه لغاتش زیاد تر شده.با اینکه خیلی از حرف های کودکانه اش را فقط من می فهمم و خودش! و مصاحبه دایی و خواهر زاده با تلفن:! پارسا:الّوووووو! دایی:سلام جیرجیرک  دایی! پارسا درحال خندیدن:دَیی.خوبی؟مَدِثِه خوبه؟مَدیِه خوبه؟دَندَیی خوبه؟(زندایی) دایی:آره وروجک خان توخوبی؟مامان خوبه؟بابا خوبه؟ پارسا:آلّه! دایی:پارسا بگو کالسکه! پارسا:کاسکِلِه! چند روز پیش آمده به من میگوید:مامان ببو کاسکله! من هم نمی دانستم بگویم کالسکه یا کاسکل...
22 فروردين 1396

سومین عید و اولین سال کبیسه

سلام دوستانمممممممممم.به لطف رسم دیرین خونه تکونی ماهم به پایان رسید.اما امسال با وجود یه شیطونک آتیش پاره 2ساله شاید بتونم بگم کارم2برابر شده بود.فقط یک لحظه غفلت از این وروجک کافی بود تا اون رو زیر کنسول پیدا کنیم یا در حال جویدن هر نوع سیم..!یا مشغول پرت کردن وسایلش از بالکن به کوچه و یا...!شستن دستها در توالت فرنگی و شیرجه زدن از روی مبل(که نصفه شبی جانمان را به لبمان رساند روانه بیمارستانمان کرد تا خیالمان بابت سلامتی وروجک آسوده گردد)هم که جای خود را دارند!فقظ آمدم بگم سال نو برهمگی پیشاپیش مبارک.انشاالله این سال،سال خوبی برای همه باشد... ...
28 اسفند 1395

طوطی کوچولوی شیرین زبون خونه ی ما

سلام دوستان عزیزم طوطی کوچولوی ما2ساله شده.از 1 سالگی شروع به جمله گفتن کرد.و 1سال و نیمگی جمله بندیش کامل شد و حالامثل بلبل حرف میزنه..میتونه خواسته هاشو خیلی راحت بگه.بماند که چقدر حرفامونو تکرار میکنه صبح روز تولدش بیدار شد بهش گفتم خوشگل مامانی تولدت مبارک. گفت:خوشگیل مامایی تبلودت موبایک. اما آخرش منظورمو فهمید و کلی ذوق کرد(هرچند از تزیینات خونه فهمید)تا زمان اومدن مهمونا هی میگفت: تبلودم موبایک..تبلودم موبایک راستییییییی نازنین دوستانم،جمعه رفتیم برف بازی  و پسملی کلی کیف کرد.بازم بماند که تا فرداش میگفت: بییم بف بازی(بریم برف بازی) پسرکم مامی تا ابد عاشقته تا نه ماه نفست به نفسم بند بود.. اومدی.. ن...
19 بهمن 1395

2سال شیرین با پسرکم

از اولین روزی که دیدمت 2سال میگذره..چه زود بزرگ شدی همه ی دنیای من......دوسال گذشت پر از شیطنتهای بچه گانه گریه های شبانه و .....این منم...حیران از لطف خدای بزرگم...هرروز بیشتر از قبل عاشقت میشم.... دو سال پیش،دیماهی پسرکی از جنس عشق پا در زندگیم گذاشت وبه یمن و برکت وجودش من مادر شدم و لبریز ازعشق...عاشقتم شاهزاده ی من امسال تم تولدت angrybird میباشد...چون عاشق بازی اش  و کارتون اش هستیییی... پارسا کوچولوی خودم عاشقتم... ...
29 دی 1395

جوجه ی714روزه ی خونه ی ما

سلام عشق714روزه ام.. 714روز است که با خنده هایت میخندیم و با گریه هایت ناراحت میشویم وقتی شادی غرق در شادی میشویم و با عطر نفس هایت زندگی میکنیم.... پس بخند کودکم....بخند... نبینم گریه هایت را هر اشکت کمرم را میشکند.. دوستت دارم... ...
22 دی 1395

می نویســمــ...

می نویسم برای پسرکمـ.. می نویسم برای شاهزاده کوچکمــ.. می نویسم برای آرزویی که یه شبه واقعیت شد.. برای رویایی که یه شبه حقیقت شد.. می نویسم لحظات مادرانه ام رو.. روزهای شیرین با کودکم رو.. می نویسم برای آروم جونم.. برای مهربون مهربونم.. شیرین ترین رویای من.. زیبا ترین خواب منی.. پسر کوچولوی من..24ماهه که زیباترین هدیه رو دارم...24ماهه مادرم...24ماهه پسری رو دارم که توی رویاهام داشتمش...❤ ...
8 دی 1395