❤تموم زندگیــه من❤

ღ...نیازی به تسبیح نیست دستانت را که به من بدهی ذکر دوست داشتن را میگویم...ღ

شــوکــی که حال هممون رو ویران کرد...

سلام دنیای من.پسر شیرینم،شازده کوچولویی من... کوچولو ک بودم..شوهر عمه مهربونم هر موقع که میدیدمون بهمون یه چیز میداد...از خوردنی گرفته تا پوشیدنی و بازی کردنی...خیلـــی مهربون بـــود... ولی حالا دیگه نیست... پسرکم وقتی وبتو ساختم با خودم عهد کردم که پست اتفاقات بد رو نذارم... ولی این2مین پست اتفاقات ناگواره و انشاالله آخرینش... بله دوستان عمو عباس مهربون آسمونی شد... لطفا یه فاتحه و آیت الکرسی و صلوات مهمونش کنید... مامانم *ماجون مهربونت* آمده بود تهران برای معاینه چشم امروز نوبت داشت تو مطب دکتر نشسته بودیم.منتظر که گوشی اش زنگ خورد بابام *آقا* پشت خط بود.ماجون میگه صداش لرزون بوده هی میپرسیدم چی شده؟تا آخرش گفت که عمو ...
11 مرداد 1395

پسـرکــــ من..

سلام دوستای گلم. مدت طولانی هست آپ نشدم. مشغول بچه داری و غیره بودم. و فهمیدم که وای فای برای پسرکم ضرر داره. به همین دلیل نیومدم! یه سفر چند روزه داشتیم به شهرمون یعنی(دزفول). به هممون خوش گذشت به خصوص تو وروجک مامی همش با خودم فکر میکردم تو یه پرنده کوچولویی که ازتو قفس آپارتمانمون رهاشده بودی آخه خونه دزفوله مامانم اینا حیاط داره و شما کلی کیف کردی. پاتوق چند روزآخرمون شده بود کنار آب. ولی روز آخر چون شما صبحونه نخورده بودی بد اخلاق بودی. به خاطر همین زود برگشتیم خونه! موش موشک مامان که کلیییی بهش خوش گذشت. تو افتخارمـــــ غرورمـــــــ همه چیـــــزم همه کســــــــم ه...
10 مرداد 1395

پســرکــــ و واکسن 18ماهگی

سلام عشق ابدی من،خوبی پسرکم؟و سلام دوستای ابدی من!خوبین؟ عشق و عمر من 2روز پیش واکسن 18 ماهگیشو زد!الهی بگردم! تنها چیزی که تا الآن تونسته پسرکمو از پا در بیاره همین واکسن لعنتیه!خداروشکر دیگه واکسن نداره تا کلاس اولش انشاا... پسرکم شیطونی کن،خرابکاری کن،بریز،بپاش ولی دیگه اینطوری نبینمت قربونش بشم وقتی تلفن زنگ میزنه تلفنو بر میداره دراز میکشه برا صبحونه،ناهار و شام میآد دراز میکشه رو زمین ما سر میز،غذا میذاریم تو دهنش ولی این هفته به احتمال زیاد بریم دزفول،آخه خواهر و مامان گلم رفتن دزفول.هم بریم سر مزار خواهر شوهر و دختر خاله ام که میشه عمه پارسا و دید و بازدید اقوام.شاید پارسا هم با دیدن بچه ها پاش یادش بره ...
30 تير 1395

بدون عنوان

 ωـلـــآـᓄ בوωـتـــاے گلـــــᓄـ.ـפֿـوبیـــن؟ـᓄـاهـᓄ פֿـوبیـــــــᓄـ!عشــــᓆ ابـــــــבے ᓄـوטּ هـᓄ פֿـوبـــــــه..عـωـلــــڪ یـہ وروجــــڪ بـہ تـᓄـاـᓄ بـہ شـבه!ـבـᓆـیـᓆـا عیـטּ ایـטּ جـᓄـلـــه:وروجــــڪ شیطوטּ بلا زبر و زرنگ و ناـᓆـلا! ماشاا...هرچی از شیرین زبونی و شیطونیش بگم کم گفتــم❤نفـــس من شده..بعضی از وقتا بقول محجـــوب بانوی گلم باخودم میگم من این همه سال چطور بدون این عروسکم دوام آوردم عاشقــــــشم نمیــــدونید چقدررررررر خوردنی شده پسرکم وقتی از خواب بیدار میشه من خوابم میره تو کابینت یه نون خشکی چیزی پیدا میکنه میخوره الهی من بگردم مموشی من. از ست استکان نعلبکی12تایی فقط2استکان مونده!!فقط2استکان و 10تا...
21 تير 1395

کُاکُا❤

سلــــآااممم دوستاییییی گلمممم خوبیدددد؟ ماهمممم خوبیممم! پسرککککک شیریننننن مننن،این روزااا انقد خوردنیییی شدههههه بفرمایید ادامه مطلب از شیرینننن کارییییی های پسرککممم وقتـــی بهـــش میگــم                 اردکـــه چـــی میگـــههه؟                                  میگـــــــــــــــــــــههههه             &nbs...
20 تير 1395

ای جونمم!سمتو یاد گرفتی نفسمم!

سلام جوجوی من! گفتـــه بودم عاشقتم؟!دیوانه وار دوستت دارم؟!مامانی من فدات شم..این روزا خیلییییییییی شیرین شدی!این روزا یه حسی دارم که وصف ناشدنیه!الان نزدیک به18ماهه از شیره ی وجودم آروم میگیری ومنم ازبوسیدن و بویبدن و بغل کردنت!! پسرک مامی روز2تیرماه95درست یک روز قبل از تولدم اسم نازتو یاد گرفتی..هی با خودت راه میرفتیو میخوندی پاسا،پاسا،پاسا...!منم فکر میکردم داری حرف بی معنی میزنی تا اینکه دستتو گذاشتی رو عکستو گفتی پاسا منم منظورتو فهمیدم..ماشالله داری نفسمم ...
6 تير 1395

برای پسرم

سلام پسرکم،پاره ی تنم... اگه روزی کسی از تو پرسید  بچـــه کجــــایی؟؟ با افتخار بزن رو شونــــش و بگو کوچولو شهر من بچه نداره همـــه ی مردمش شیرزن وشیرمرد اند. من بچــــه ی شهر مقاومت ام   دزفــــول قهرمان... ------------------------------------------------------------------- گفت:که چی؟هی جانباز،جانباز.شهید،شهید؟میخواستن نرن کسی که مجبورشون نکرده بود.! گفتم:چرا اتفاقا! مجبورشون میکرد! گفت:کی؟ گفتم:همونی که تو نداری. گفت:چی؟ گفتم: غیرت! کپی از وب((عاشقان حجــــــــاب))((حتما سر بزنید)) -------------------------------------- پ.ن:این پست...
5 تير 1395

شکلات و قابلمــــه بازی

عشـــق من سلام...دوستـــای مهربون همیشگیم سلام...خوب هستیــــ؟؟ــد!!ما هم خوبیـــــم.نفس مامی این روزا تموم سعیمو میکنم تا روزانه هاتو آپ کنم.اما شما جوجوی من نمیذاری.پسلکــــــم!!شما شکلات منی!دنیای منی!بی تو محاله زندگیم..!عشق من به قابلمه و کلا از  وسایل آشپزخونه خوشت میآد!منم توی یه کشو چند تا چیز بی خطر گذاشتم تا بتونی وقتی حوصلت سر میره بازی کنی. آخــه پسرو چه به این کارا اینم آوین و پارسا2تیر94: و حالا آوین و پارسا1تیر95: ببینید وروجکـــا نسبت به پارسال چه قدر تغییر کردند!! نفس من،من و بابا محمد عاشقونه دوست داریم ...
2 تير 1395

تلفن

سلام دوستای عجیجممم!خوب هستید؟خداروشکر.جوجو طلایی منم خوبــــه!این روزا حس میکنــــم پســــرکم داره آقا میشه.این روزای شیرین که لحظه به لحظه اش پر از خاطرات شیرینه خیلــــی زود میگذرن و من افسوس میخورم از اینکه این لحظات شیرین دیگه تکرار نمیشند. خب بگذریم.. همونطور که تو پستای قبلی گفته جوجوی شیطون وقتی که من با تلفن حرف میزنم میاد و تلفنو میبره!اومدیمو یه تلفن دیگه هم کشیدیم(به این خیال که میتونیم راحت حرف بزنیم)اما غافل از اینکه جوجوی شیطون من باهوش تره.وروجک خان جای تلفنو فهمیده و هر موقع تلفن زنگ میزنه دو تا گوشیو بر میداره و میره..!!بنظرتون من نباید این جوجه رو قورت بدم!!?? مممماشاالله داری نفســــــــــم خودم به تن...
31 خرداد 1395