❤تموم زندگیــه من❤

ღ...نیازی به تسبیح نیست دستانت را که به من بدهی ذکر دوست داشتن را میگویم...ღ

فقط14روز...

پسرکم... پسر شیرینم... من در نگاه تو... در لبخند تو... تمام شیرینی دنیا... و هر آنچه وصف ناشدنی است... را میبینم... نامت را بر روی کتیبه ای از عاطفه حک خواهم کرد... تا همه بدانند... بهترین اتفاق زندگیم هستی... بهترین اتفاق زندگیم... فقط14روز مانده تا... سالگرد زمینی شدنت... فرشته ی نازم... ...
14 دی 1394

عشق کوچولوی مامان10ماهش تموم شد....

*یِکی یِدونِه یِ مآمآن11ماهِگیت مُبآرک* سلامممممم کلوچه ی عسلی من**** شیطون مامان عزیز دلم تولدت روز به روز نزدیک تر میشه و من نگرانتر. همچیو برا تولدت آماده کردم امّا خب خواست خدا یه چیز دیگه بود...و بااین اتفاق ناگوار همچیز  کنسل شد.اما فکر کنم بعد از چهلم بگیرمش یعنی چند روز دیر تر.عروسیه پسر داییم که3دی بود برای خانواده ی ما کنسل شد و برای خانواده ی عروس برگزار میشه.((البته با اجازه و اصرار مامان جون))عجله ی خانواده ی عروس برا این بود که خواهرشون استرالیا زندگی میکنه و میخواد زایمان کنه بخاطر همین مامان و بابای عروس میخوان برن استرالیا و چند ماه بمونن.برای ما هم تابستون یا عید یه جشن دیگه میگیرن. ...
28 آذر 1394

ایستادن...بدون کمک*مامان فدای پاهای کوشولوت*

عشق مامانی چند روز پیش بدون کمک ایستاد.اینگده بانمک ایستادی که چشمامو بستم نبینمت تا قورتت ندم.الهییییییییییییییییییییییییییییییییییی فدات شم. عکس گرفتم ولی هنوز نریختم رو لپ تاب ...
18 آذر 1394