پسـرکــــ من..

 پــآرســآی من..ღ

بهتــرین هــا را برایــت آزومنـــدم...

وقتــی که خوابی..

تمام دنیایم خواب است..

وقتی تو شادی..

من غرق در شادی میشوم..

وقتــی راه میروی..

تمام خانه از عطر نفس هایت پر میشود..

کودکـــم..

تو تمام آرزوهای منی...

آرامشــــم..

عاشقـــانه دوستت دارم..




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 21 تير 1395 | 11:56 | نویسنده : ماMے jون...ღ |

سلام دوستای گلم.

مدت طولانی هست آپ نشدم.

مشغول بچه داری و غیره بودم.

و فهمیدم که وای فای برای پسرکم ضرر داره.

به همین دلیل نیومدم!

یه سفر چند روزه داشتیم به شهرمون یعنی(دزفول).

به هممون خوش گذشت به خصوص تو وروجک مامیمحبت

همش با خودم فکر میکردم تو یه پرنده کوچولویی که ازتو قفس آپارتمانمون رهاشده بودیبوس

آخه خونه دزفوله مامانم اینا حیاط داره و شما کلی کیف کردی.

پاتوق چند روزآخرمون شده بود کنار آب.

ولی روز آخر چون شما صبحونه نخورده بودی بد اخلاق بودی.

به خاطر همین زود برگشتیم خونه!

موش موشک مامان که کلیییی بهش خوش گذشت.

تو افتخارمـــــ غرورمـــــــ

همه چیـــــزم همه کســــــــم هستی..

عاشقتــــم عشق من...




[ موضوع : از جنس خاطره, سه نفره, من و پسرم, توانایی های پسرمون, خانوادگی]
تاريخ : يکشنبه 10 مرداد 1395 | 16:41 | نویسنده : ماMے jون...ღ |