❤تموم زندگیــه من❤

ღ...نیازی به تسبیح نیست دستانت را که به من بدهی ذکر دوست داشتن را میگویم...ღ

عشقم دیگه شیر مامان نمیخوره...

1395/9/24 21:42
نویسنده : ماMے jون...ღ
44 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشق آسمانی من...

بعد از 1سال 11ماهی که با عصاره ی وجودم پرورشت دادم یه تصمیم ناگهانی باعث شد  که دیگه شیر مامان نخوری...

قربونت برم برامون خواب نذاشته بودی همش میگفتی می می مِخوام.تا ساعت2شب تو خیابون بودیم.یا بَشتنی(بستنی) میخواستی یا پاپ اورن(پاپکورن)یا اشمالتیژ(اسمارتیز)یا تیپس(چیپس).ولی خب دیگه گرفتمت و خدارو شکر موفقیت آمیز بود.الآن دارم باهات کار میکنم تا از پوشک بگیرمتمحبتفردا سالگرد عمه شریفه هستش در دزفول و ما دزفولیم من دارم با لپتاپ مای فادر پست میگذارم.این شعر هت هم تقدیم به عمه ات:

یک سال غمبار از پرکشیدنت به آسمان گذشت

             ما چه گوییم که از سوگ تو برما چه گذشت

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر