ماهگرد های عشقمون

حس عجیبیست..

با اولین گریه کودکت دنیا به رویت میخندد..

با گریه اش بغض شادی گلویت را میگیرد..

با چشمان کودکت میبینی..

با نفسش نفس میکشی..

با عطر تنش مست میشوی..

هنگامی بغلش میکنی،،آرامت میکند..

پسرکم،،،،همیشه آغوشم به رویت باز خواهد بود..

تا ابــــــــــــــــــــــــــــــد...

 

تمام نا تمام من با تو تمام میشود




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 25 خرداد 1396 | 15:51 | نویسنده : ماMے jون...ღ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






[ موضوع : خانوادگی,سه نفره,من و پسرم,ماهگرد های عشقمون,از جنس خاطره]
تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396 | 16:14 | نویسنده : ماMے jون...ღ |

*یِکی یِدونِه یِ مآمآن11ماهِگیت مُبآرک*

سلامممممم کلوچه ی عسلی من****

شیطون مامان عزیز دلم تولدت روز به روز نزدیک تر میشه و من نگرانتر.

همچیو برا تولدت آماده کردم امّا خب خواست خدا یه چیز دیگه بود...و بااین اتفاق ناگوار همچیز  کنسل شد.اما فکر کنم بعد از چهلم بگیرمش یعنی چند روز دیر تر.عروسیه پسر داییم که3دی بود برای خانواده ی ما کنسل شد و برای خانواده ی عروس برگزار میشه.((البته با اجازه و اصرار مامان جون))عجله ی خانواده ی عروس برا این بود که خواهرشون استرالیا زندگی میکنه و میخواد زایمان کنه بخاطر همین مامان و بابای عروس میخوان برن استرالیا و چند ماه بمونن.برای ما هم تابستون یا عید یه جشن دیگه میگیرن.

...|خب دیگه خدا حافظ|...




[ موضوع : ماهگرد های عشقمون]
تاريخ : شنبه 28 آذر 1394 | 11:07 | نویسنده : ماMے jون...ღ |
صفحه قبل 1 صفحه بعد