از جنس خاطره

 پــآرســآی من..ღ

بهتــرین هــا را برایــت آزومنـــدم...

وقتــی که خوابی..

تمام دنیایم خواب است..

وقتی تو شادی..

من غرق در شادی میشوم..

وقتــی راه میروی..

تمام خانه از عطر نفس هایت پر میشود..

کودکـــم..

تو تمام آرزوهای منی...

آرامشــــم..

عاشقـــانه دوستت دارم..




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 21 تير 1395 | 11:56 | نویسنده : ماMے jون...ღ |

مهربون دوستانم سلامممـــ..خوب هستیــد؟ماهم خوبیممحبت

بلاخره تصمیم گرفتم مادرانه هامو آپ کنم.

شاه پسرم 1سال و11ماه و 7روز سن دارهــ ! این سن (یعنی از18ماهگی تا48ماهگی)معمولا اوج شیرینیه و عشقم هر روز که میگذره شیرین تر میشه و دلبر تر ومنم عاشق تر میشممحبتقربونش برم عاشق موبایل و به قول خودش:

ایو!ایو! کردنه..همش میپرسه:مامان ماباییل کو؟

عاش بازی با ماسه جادوییاشه..

میوه هایی که تشخیص میده وطرز تلفظشون:

گولابی(گلابی)-آلوبِلَه(آلبالو)-پتقال(پرتقال)-کیبی(کیوی)-اِندونه(هندونه)-انای(انار)-گِییپ فوت(گریپ  فروت)-خیال(خیار)-شیب(سیب)

چایی رو میگه:چوییخندونک

حیواناتی تشخیص میده وطرز تلفظشون:

بلّه(بره)(به به)-ابس(اسب)(پیتو پیتو)-بژ(بز)(مه مه)-دااااااو(گاو)(مومو)-کوکولی(قوقولی منظورهمون خروس)(کوکولی کوکو)-کورباخه(قورباغه)(گور گور یه چیزی بین ق و گ)-اُذک(اردک)(کُاکُا)-ژنبوی(زنبور)

غذایی که بیشتر ازهمه دوست داره:ماتالانی(ماکارونی)(به خصوص ماکارونی فرمی)

نام:پاسا(پارسا)

چندسالته؟:دوسال

 

 

 

محبتماشالله داری نفسمبوس

خدانگهدارتونبای بای




[ موضوع : توانایی های پسرمون, خانوادگی, بابا و پارسا, من و پسرم, سه نفره, از جنس خاطره]
تاريخ : يکشنبه 5 دی 1395 | 15:05 | نویسنده : ماMے jون...ღ |

سلام دوستای گلم.

مدت طولانی هست آپ نشدم.

مشغول بچه داری و غیره بودم.

و فهمیدم که وای فای برای پسرکم ضرر داره.

به همین دلیل نیومدم!

یه سفر چند روزه داشتیم به شهرمون یعنی(دزفول).

به هممون خوش گذشت به خصوص تو وروجک مامیمحبت

همش با خودم فکر میکردم تو یه پرنده کوچولویی که ازتو قفس آپارتمانمون رهاشده بودیبوس

آخه خونه دزفوله مامانم اینا حیاط داره و شما کلی کیف کردی.

پاتوق چند روزآخرمون شده بود کنار آب.

ولی روز آخر چون شما صبحونه نخورده بودی بد اخلاق بودی.

به خاطر همین زود برگشتیم خونه!

موش موشک مامان که کلیییی بهش خوش گذشت.

تو افتخارمـــــ غرورمـــــــ

همه چیـــــزم همه کســــــــم هستی..

عاشقتــــم عشق من...




[ موضوع : از جنس خاطره, سه نفره, من و پسرم, توانایی های پسرمون, خانوادگی]
تاريخ : يکشنبه 10 مرداد 1395 | 16:41 | نویسنده : ماMے jون...ღ |

سلام عشق ابدی من،خوبی پسرکم؟و سلام دوستای ابدی من!خوبین؟

عشق و عمر من 2روز پیش واکسن 18 ماهگیشو زد!الهی بگردم!

تنها چیزی که تا الآن تونسته پسرکمو از پا در بیاره همین واکسن لعنتیه!خداروشکر دیگه واکسن نداره تا کلاس اولش انشاا...محبتپسرکم شیطونی کن،خرابکاری کن،بریز،بپاش ولی دیگه اینطوری نبینمتغمگین

قربونش بشم وقتی تلفن زنگ میزنه تلفنو بر میداره دراز میکشهغمگینبرا صبحونه،ناهار و شام میآد دراز میکشه رو زمین ما سر میز،غذا میذاریم تو دهنشغمگین

ولی این هفته به احتمال زیاد بریم دزفول،آخه خواهر و مامان گلم رفتن دزفول.هم بریم سر مزار خواهر شوهر و دختر خاله ام که میشه عمه پارسا و دید و بازدید اقوام.شاید پارسا هم با دیدن بچه ها پاش یادش برهمحبت




[ موضوع : از جنس خاطره]
تاريخ : چهارشنبه 30 تير 1395 | 19:08 | نویسنده : ماMے jون...ღ |

عشـــق من سلام...دوستـــای مهربون همیشگیم سلام...خوب هستیــــ؟؟ــد!!ما هم خوبیـــــم.نفس مامی این روزا تموم سعیمو میکنم تا روزانه هاتو آپ کنم.اما شما جوجوی من نمیذاری.پسلکــــــم!!شما شکلات منی!دنیای منی!بی تو محاله زندگیم..!عشق من به قابلمه و کلا از  وسایل آشپزخونه خوشت میآد!منم توی یه کشو چند تا چیز بی خطر گذاشتم تا بتونی وقتی حوصلت سر میره بازی کنی.

آخــه پسرو چه به این کاراخندونکسوال

اینم آوین و پارسا2تیر94:

آوین و پارسا2تیر94

و حالا آوین و پارسا1تیر95:

آوین و پارسا1تیر95

ببینید وروجکـــا نسبت به پارسال چه قدر تغییر کردند!!

نفس من،من و بابا محمد عاشقونه دوست داریممحبت




[ موضوع : از جنس خاطره]
تاريخ : چهارشنبه 2 تير 1395 | 14:35 | نویسنده : ماMے jون...ღ |

سلام دوستای همیشگی خودم!خوب هستید؟ما هم خوبیم.نفس مامان خیلی شیطون و البته خرابکار شده!!جوجه حنایی من چند روز پیش خرابکاری وحشتناکیییییی کرد.پاتوق اصلی جوجو شده پشت TV!ما  نشسته بودیم و داشتیمTVتماشا میکردیم وروجک هم پشت TVمشغول بازی بود که یهو دیدیم TVکج شد و داشت می اُفتاد که یه دفعه بابا گرفتش!

خدارحم کرد و اگرنه بایستی یه TVدیگه بخریم!خب دیگه خدانگهدار...




[ موضوع : از جنس خاطره]
تاريخ : دوشنبه 31 خرداد 1395 | 11:56 | نویسنده : ماMے jون...ღ |

سلام سلام دوست جونام!ببخشید دیر به دیر آپ میکنم بخدا تنبلی نمیکنم!پارسا خان من یک آتیش پاره به تمام معنا شده!



ادامه مطلب

[ موضوع : از جنس خاطره]
تاريخ : يکشنبه 30 خرداد 1395 | 17:24 | نویسنده : ماMے jون...ღ |

سلام نقلکم و سلام دوستای مهربونم از حضور همه بخاطر این دیر کرد از حضور همه عذر خواهم به خصوص فرشته ی نازم پارسا اونم تو این روزای اوج خوردنی بودنشو اوج بامزگیش.خوب من اومدم درباره یک اتفاق جالب حرف بزنم اونم اینه که روز ازدواج ما29ام بهمنه.یعنی درست روز1سال و 1ماه و 1روزگی نفسم.پارسال 29بهمن نباتکم1ماه و 1روز سن داشت اما امسال1سال و 1ماه و 1روز سن داره من قربونششششششش بشم خوب دیگه خدانگهدار.




[ موضوع : از جنس خاطره]
تاريخ : جمعه 16 بهمن 1394 | 10:59 | نویسنده : ماMے jون...ღ |

سلام دلبر مامانی.

خوبی توت فرنگی کوچولوی من؟؟؟

جوجه ی نازنیم امروز آمدم تا از شیرین زبونی هات بگم!

نینیه گل مامان درست در11ماه و15 روزگی یه چیز یادگرفتی که دل همه رو آب میکنی.

اونم اینه که وقتی بهت میگیم زنبور چی میگه؟؟؟میگی:ززززززززززززززززززززززززززز.روی (ز) تاکید داری و میکشیش.

فدات بشم نفسم.

همه ی روز برا خودت تو خونه دور میخوری.

وقتی حوصلت سر میره میای پیشم توی آشپزخونه و

من  هم در یه کابینت رو باز میکنم و توهم مشغول بازی با قابلمه و اینها میشی.

من عمدا توی یه کابینت چند تا چیز بی خطر گذاشتم مثل دو سه تا قابلمه ی کوچولو و دو یا سه تا قاشق بزرگ.



ادامه مطلب

[ موضوع : از جنس خاطره]
تاريخ : پنجشنبه 17 دی 1394 | 9:59 | نویسنده : ماMے jون...ღ |

عشق مامانی چند روز پیش بدون کمک ایستاد.اینگده بانمک ایستادی که چشمامو بستم نبینمت تا قورتت ندم.الهییییییییییییییییییییییییییییییییییی فدات شم. عکس گرفتم ولی هنوز نریختم رو لپ تابniniweblog.com




[ موضوع : از جنس خاطره]
تاريخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 11:59 | نویسنده : ماMے jون...ღ |
صفحه قبل 1 صفحه بعد