❤تموم زندگیــه من❤

ღ...نیازی به تسبیح نیست دستانت را که به من بدهی ذکر دوست داشتن را میگویم...ღ

فندوق جوون4ساله..

عشق مامانش 4 ساله شد.. باورش سخته 4 ساله من مادر شدم.. 4 ساله دارم معنی عشق حقیقی رو درک میکنم.. با نفس های پسرم نفس میکشم.. شاهزاده دوست داشتنی مامان 4 سالگیت با 2 ماه تاخیر مبارک!!! و عکس: معرفی میکنم: بره ی مامانششش!! لباس خوشگلمون مزون سوزن و قیچی دوختن!! مال من زیرش سیاه بود و روش یه چیز پشم مانند سفید بود ((ست با ثمین)) شبتون خوش تا 2 ماه دیگه بدرود!!! ...
8 اسفند 1396

روز میلاد تن تو..

روز میلاد تو بود که هوا بوی شبنم و شقایق می داد عطر یاس از در و دیوار هوا می پاشید و نسیم از تو بشارت می داد..... و به تردستی استاد ازل شعبده ای بر پا بود گوشها منتظرِ اولین گریه شیرین تو بود چشمها منتظرِ اولین ساغر سیمای تو بود... روز میلاد تو باز مثل همواره خدا حاضر بود..........❤️ جانان مادررررررررر.. امید زندگی من.. 4سالگی ات شیرین و سلامت.. دیر تبریکــ گفتـم دیروز سالروز تولد شیرین پسرم بود.. امیدوارم: در همه روز و همه جا دلت گرم باشد.. حتی در سرمای زمستان.. و.. پ.ن:در روز هوای پاک.. هوای شهرمان بدجور خاکی بود.. #خوزستان_هوا_ندارد ...
29 دی 1396

دلتنگی♡♡

پارسا جووووووووون خودم سلام امشب افطاری دایی منو باباست(آخه ما پسرخاله دخترخاله ایم)!چقدرررررررررر دلم میخواست بریم ولی برام ون جور نمیشه خاله با اُپتیماشون رفتن و مامایی و بابایی(مامان بابایی من)بردن الآن ما تنهاییم چون 2هفته پیش اونجا بودیم و تا عید فطر نمیشه بریم ولی خب امشب خودمون3نفری جشن میگیریم کیک پختم و الآن تو هم مشغول شیطنت هستی!!امیدوارم شب خوبی داشته باشن ...
18 خرداد 1396

طوطی کوچولوی شیرین زبون خونه ی ما

سلام دوستان عزیزم طوطی کوچولوی ما2ساله شده.از 1 سالگی شروع به جمله گفتن کرد.و 1سال و نیمگی جمله بندیش کامل شد و حالامثل بلبل حرف میزنه..میتونه خواسته هاشو خیلی راحت بگه.بماند که چقدر حرفامونو تکرار میکنه صبح روز تولدش بیدار شد بهش گفتم خوشگل مامانی تولدت مبارک. گفت:خوشگیل مامایی تبلودت موبایک. اما آخرش منظورمو فهمید و کلی ذوق کرد(هرچند از تزیینات خونه فهمید)تا زمان اومدن مهمونا هی میگفت: تبلودم موبایک..تبلودم موبایک راستییییییی نازنین دوستانم،جمعه رفتیم برف بازی  و پسملی کلی کیف کرد.بازم بماند که تا فرداش میگفت: بییم بف بازی(بریم برف بازی) پسرکم مامی تا ابد عاشقته تا نه ماه نفست به نفسم بند بود.. اومدی.. ن...
19 بهمن 1395

توانایی های پسرکم...

مهربون دوستانم سلامممـــ..خوب هستیــد؟ماهم خوبیم بلاخره تصمیم گرفتم مادرانه هامو آپ کنم. شاه پسرم 1سال و11ماه و 7روز سن دارهــ ! این سن (یعنی از18ماهگی تا48ماهگی)معمولا اوج شیرینیه و عشقم هر روز که میگذره شیرین تر میشه و دلبر تر ومنم عاشق تر میشم قربونش برم عاشق موبایل و به قول خودش: ایو!ایو! کردنه..همش میپرسه:مامان ماباییل کو؟ عاش بازی با ماسه جادوییاشه.. میوه هایی که تشخیص میده وطرز تلفظشون: گولابی(گلابی)-آلوبِلَه(آلبالو)-پتقال(پرتقال)-کیبی(کیوی)-اِندونه(هندونه)-انای(انار)-گِییپ فوت(گریپ  فروت)-خیال(خیار)-شیب(سیب) چایی رو میگه:چویی حیواناتی تشخیص میده وطرز تلفظشون: بلّه(بره)(به به)-ابس(اسب)(پیتو پیتو)-بژ(ب...
5 دی 1395

عشقم دیگه شیر مامان نمیخوره...

سلام عشق آسمانی من... بعد از 1سال 11ماهی که با عصاره ی وجودم پرورشت دادم یه تصمیم ناگهانی باعث شد  که دیگه شیر مامان نخوری... قربونت برم برامون خواب نذاشته بودی همش میگفتی می می مِخوام.تا ساعت2شب تو خیابون بودیم.یا بَشتنی(بستنی) میخواستی یا پاپ اورن(پاپکورن)یا اشمالتیژ(اسمارتیز)یا تیپس(چیپس).ولی خب دیگه گرفتمت و خدارو شکر موفقیت آمیز بود.الآن دارم باهات کار میکنم تا از پوشک بگیرمت فردا سالگرد عمه شریفه هستش در دزفول و ما دزفولیم من دارم با لپتاپ مای فادر پست میگذارم.این شعر هت هم تقدیم به عمه ات: یک سال غمبار از پرکشیدنت به آسمان گذشت              ما...
24 آذر 1395

پسـرکــــ من..

سلام دوستای گلم. مدت طولانی هست آپ نشدم. مشغول بچه داری و غیره بودم. و فهمیدم که وای فای برای پسرکم ضرر داره. به همین دلیل نیومدم! یه سفر چند روزه داشتیم به شهرمون یعنی(دزفول). به هممون خوش گذشت به خصوص تو وروجک مامی همش با خودم فکر میکردم تو یه پرنده کوچولویی که ازتو قفس آپارتمانمون رهاشده بودی آخه خونه دزفوله مامانم اینا حیاط داره و شما کلی کیف کردی. پاتوق چند روزآخرمون شده بود کنار آب. ولی روز آخر چون شما صبحونه نخورده بودی بد اخلاق بودی. به خاطر همین زود برگشتیم خونه! موش موشک مامان که کلیییی بهش خوش گذشت. تو افتخارمـــــ غرورمـــــــ همه چیـــــزم همه کســــــــم ه...
10 مرداد 1395