❤تموم زندگیــه من❤

ღ...نیازی به تسبیح نیست دستانت را که به من بدهی ذکر دوست داشتن را میگویم...ღ

روز میلاد تن تو..

روز میلاد تو بود که هوا بوی شبنم و شقایق می داد عطر یاس از در و دیوار هوا می پاشید و نسیم از تو بشارت می داد..... و به تردستی استاد ازل شعبده ای بر پا بود گوشها منتظرِ اولین گریه شیرین تو بود چشمها منتظرِ اولین ساغر سیمای تو بود... روز میلاد تو باز مثل همواره خدا حاضر بود..........❤️ جانان مادررررررررر.. امید زندگی من.. 4سالگی ات شیرین و سلامت.. دیر تبریکــ گفتـم دیروز سالروز تولد شیرین پسرم بود.. امیدوارم: در همه روز و همه جا دلت گرم باشد.. حتی در سرمای زمستان.. و.. پ.ن:در روز هوای پاک.. هوای شهرمان بدجور خاکی بود.. #خوزستان_هوا_ندارد ...
29 دی 1396

پست لپتاپی++++++قاطی پاتی!!

سلام به یکی یدونه پسرم خوبی دردون کوچولوی من آخ که من به فدای اون شیطونیات تو هرچقدرررررررررررررر خرابکاری کنی بازم من فدات میشم هر چند که گاهی اوقات عصبانی میشم و دعوات میکنم و تو هم های های گریه میکنی ولی بعد از2،3دقیقه همون کارو شروع میکنی بی تفاوت تازگیا هم یاد گرفتی برا اینکه شبا تو اتاقت نخوابی میگی"لولو تو اتاقمه"وبدو بدو میآی بیرون! یه کار دیگه هم اینکه:بووووووس میفرستی و میگی عاشگتمممممممممممممممم(عاشقتم) حس میکنم این روزا احساساتت فوران کرده آخه دم به دقیق میآی میگی: مامی عاشگتم قبونت بیشم ×تازگیا بجای مامان بهم میگی مامی جووون یا مامی خانوم آخه اینهمه د...
27 خرداد 1396

دلتنگی♡♡

پارسا جووووووووون خودم سلام امشب افطاری دایی منو باباست(آخه ما پسرخاله دخترخاله ایم)!چقدرررررررررر دلم میخواست بریم ولی برام ون جور نمیشه خاله با اُپتیماشون رفتن و مامایی و بابایی(مامان بابایی من)بردن الآن ما تنهاییم چون 2هفته پیش اونجا بودیم و تا عید فطر نمیشه بریم ولی خب امشب خودمون3نفری جشن میگیریم کیک پختم و الآن تو هم مشغول شیطنت هستی!!امیدوارم شب خوبی داشته باشن ...
18 خرداد 1396

پارسا جون!

نه اینکه فکر کنید پسرگلم خودشیفته است ها!نه!ولی خب برای خودش احترام قائله!میپرسید چرا؟! دیروز صبح که ازخواب بیدار هی با خودش میخوند:پارساجون!پارساجون..!صداش کردم آقاپارسا بیا صبحونه بخور. گفت مَــــــــــن آگا پارسا جووووووووونم!نه آگا پارسا! ای جاااااااانم اون لحظه میخواستم بخورمت! خب هر چییییییییی باشه تو یه دونه ای منی پارسا جووووووووون خودم ...
18 خرداد 1396

طوطی کوچولوی شیرین زبون خونه ی ما

سلام دوستان عزیزم طوطی کوچولوی ما2ساله شده.از 1 سالگی شروع به جمله گفتن کرد.و 1سال و نیمگی جمله بندیش کامل شد و حالامثل بلبل حرف میزنه..میتونه خواسته هاشو خیلی راحت بگه.بماند که چقدر حرفامونو تکرار میکنه صبح روز تولدش بیدار شد بهش گفتم خوشگل مامانی تولدت مبارک. گفت:خوشگیل مامایی تبلودت موبایک. اما آخرش منظورمو فهمید و کلی ذوق کرد(هرچند از تزیینات خونه فهمید)تا زمان اومدن مهمونا هی میگفت: تبلودم موبایک..تبلودم موبایک راستییییییی نازنین دوستانم،جمعه رفتیم برف بازی  و پسملی کلی کیف کرد.بازم بماند که تا فرداش میگفت: بییم بف بازی(بریم برف بازی) پسرکم مامی تا ابد عاشقته تا نه ماه نفست به نفسم بند بود.. اومدی.. ن...
19 بهمن 1395

جوجه ی714روزه ی خونه ی ما

سلام عشق714روزه ام.. 714روز است که با خنده هایت میخندیم و با گریه هایت ناراحت میشویم وقتی شادی غرق در شادی میشویم و با عطر نفس هایت زندگی میکنیم.... پس بخند کودکم....بخند... نبینم گریه هایت را هر اشکت کمرم را میشکند.. دوستت دارم... ...
22 دی 1395

می نویســمــ...

می نویسم برای پسرکمـ.. می نویسم برای شاهزاده کوچکمــ.. می نویسم برای آرزویی که یه شبه واقعیت شد.. برای رویایی که یه شبه حقیقت شد.. می نویسم لحظات مادرانه ام رو.. روزهای شیرین با کودکم رو.. می نویسم برای آروم جونم.. برای مهربون مهربونم.. شیرین ترین رویای من.. زیبا ترین خواب منی.. پسر کوچولوی من..24ماهه که زیباترین هدیه رو دارم...24ماهه مادرم...24ماهه پسری رو دارم که توی رویاهام داشتمش...❤ ...
8 دی 1395